تبلیغات
با کاروان - سید محمد عرفی شیرازی
با کاروان
سید محمد عرفی شیرازی ... غزل ,

چه شب است یا رب امشب که زپی سحر ندارد

من و این همه دعاها که یکی اثر ندارد

 

همه زهر داده پیکان خورم و رطب شمارم

چه کنم که نخل حرمان به ازین اثر ندارد

 

تو بکش بکش به خنجر بنگر به جان عاشق

که به غیر عشقبازی گنه دگر ندارد

 

غلط آنکه گویند به دل ره است دل را

دل من زغصه خون شد دل تو خبر ندارد

 

دم آخر است عرفی به رخش نظاره ای کن

که امید بازگشتن کس ازین سفر ندارد


|+| نوشته شده توسط جلیل در سه شنبه 9 مهر 1387 و ساعت 05:09 ق.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -

نوشته های پیشین
+ مولانا
+ سیمین بهبهانی
+ رباعی
+ نشاط
+ رباعی
+ رباعی
+ فرصت الدوله شیرازی
+ مولوی
+ داود رضا زاده
+ استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار
+ پروین اعتصامی
+ پروین اعتصامی
+ فرصت الدوله شیرازی
+ دوست عزیزم داوود رضازاده از کتاب غزلی برای عشق
+ میرزا محمد داوری شیرازی
صفحات :